رضا قليخان هدايت
25
مجمع الفصحاء ( فارسي )
در مدح نجم بيك ثانى اصفهانى از كجا مىرسى اى هدهد فرخندهقدم * اى تو تاج سر و سرحلقهء مرغان حرم بالافشانى تو در نظر منتظران * خوشتر از جلوهء طاوس به بستان ارم مژدهها آورى از غيب به كاشانهء ما * همچو جبريل كه آيات درآرد به حرم نجم ثانى كه نباشد به دو كونش ثانى * گر دگر جا بود اللّه تعالى اعلم اى كريمى كه به هر جشن تو برمىچيند * آنقدر ريزهء نان مورچه از زير قدم كه مهيا شودش مايدهء مهمانى * گر سليمان برسد با سپه و خيل و حشم و له ايضا مرا ز نان جو خويش چهره كاهى به * كه از شراب حريفان سفله گلنارى اگر به گرگ دهى همچو يوسفم زان به * كه ناكسى كندم در جهان خريدارى اگر كنى ز براى يهود كناسى * و گر كنى ز براى مجوس گلكارى در اين دو كار كريه آنقدر كراهت نه * در اين دو شغل خسيس آن مثابه دشوارى كه در سلام فرومايگان صدرنشين * به روى سينه نهى دست و سر فرود آرى كتاب فضل تو را آب بحر كافى نيست * كه تر كنى سرانگشت و صفحه بشمارى از غزليات اوست خوش آنكه چاك گريبان به ناز باز كنى * نظر بر آن تن نازك كنى و ناز كنى تو پاكدامن و من رند پيرهن چاكم * عجب نباشد اگر از من احتراز كنى ترنج غبغب او را بود نهال بلند * تو دست كوته اميدى چرا دراز كنى ساقىنامه بيا ساقى آن تلخ شيرينگوار * كه شيرين كند تلخى روزگار به من ده كه تلخ است ايام من * ز ايام من تلختر كام من بيا تا قدحهاى پر مىكشيم * لبالب كنيم و پياپى كشيم